عالم ریاضی

در عالم ریاضی، چون هست به x(ایکس) نیازی
Tanx (تانژانت ایکس) بیاور، خواهی تو یکه تازی

Tanx یو(u) شد،sinx ( سینوس ایکس) ولو شد
آلفا(α)،بتا(β)،گاما(γ)هم،بازم شروع ز نو شد

ترسد دانش آموز ، از جبر و از ریاضی
گوید به این همه درس آیا بٌوَد نیازی ؟

از هندسه چه باکی ، باشی اگر تو خاکی
ماتریس اگر بدانی ،از هر نظر تو پاکی

درس فیزیک به ندرت آسان و دلنشینست
در سختی و لجاجت این درس آخرینست

بر کله ی نیوتن وقتی که سیب افتاد
بی هیچ فکر بکری کردش شروع به فریاد

گفتا درخت گلابیست - سیبی از آن جدا شد
سیب را چنان گرفت گاز نصفش از آن جدا شد

به گفته معلم ، دیفرانسیل چه سخته
خواهی رها شی از آن، سر را بزن به تخته

با هیکل مهیبش او صد حریف خواهد
تا با مثلثاتش ، جان همه بکاهد

باشد ول معطل ، اثبات های این درس
سودی به ما ندارد ، جز خوف و وحشت وترس

ریاضیات گسسته ، قلب همه شکسته
اثبات های بی جا ، کرده همه رو خسته

محيط دل !

شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
 
قیصر امین پور

 

عشق ماتریسی!

خوشحال بودند با هم برابرند
مثل یک ماتریس سه در سه
با سطر و ستون مشابه
اما نمی دانستند لازمه عشق برابری نیست
چه ساده دترمینال ماتریس زندگی شان صفر خواهدشد
ساده تر از آن
عشقشان پوچ می شود
به همین سادگی
دستگاه معادلات آینده ی شان جواب ندارد ...

دنیا برای من تنها خداست...


من یک خطم...یک خط ساده که از نقطه ای آغاز شده و تا ابد می رود...

من منحنی نیستم...بیضی و دایره نیستم...من گوشه ندارم...

چون مربع و مستطیل و چند ضلعی نیستم...پاره خط یا دو 

خط موازی نیستم...چون دو شخصیت ندارم...می خواهم

 یکی باشم...ساده...یک نیم خط ساده...به من می گویند ساده 

نباش ضرر می کنی...اما من این سادگی راو آدم های ساده

 را و تمام نیم خط های عالم رادوست دارم...من عاشق سادگی ام...

عشق به همه دنیا...دنیا برای من همه کهکشان های عالم است

 دنیا برای من تنها خداست...

تنهایی ام !

رویاهایم را دیگر دور ریخته ام
گریه هایم را درونِ پاکتی گذاشته ام
و مُهرِ بی کسی هایم را
بر درِخیسش می چسبانم
دستهایِ تنهایم  را
به تفریقِ دستهای هرگز نداشته تو می برم
گذشته هر دم بر گشت خورده ام را
زیر رادیکال تقدیر می نشانم
تنهایی ام را چه؟
میدانم؛
آن را هم تقسیمِ قلب گمشده ام میکنم
این را دیگر تو بگو
با باقیمانده اش چه کنم؟؟

نماز در قالب ریاضی!

در ماه پر خیر و برکت رمضان برایتان قبولی طاعات و عبادات را آرزومندم ...

التماس دعا

ادامه نوشته

......

شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی !
ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـیـفهمـَد…
.
.
.
آدم هـــای کنــــارم مثل جُــــمعه می‌ مــــــانند
معلــــــــوم نمی‌کند “فــــــرد” هستــــند یا ” زوج” …
پُــــر از ابـــــهامند ........

ریاضیات زندگی

منحني قلبم يک تابع يک به يک مي نمايد
هيچگاه در 2 جا تلاقي نداشته
با اينکه شرط معکوس پذيري را داراست
ولي افسوس...

ادامه نوشته

عشق و ریاضی

بس که جذرم را گرفتی عاقبت اعشار گشتم من

به دور از جمع رفتم خارج از انظار گشتم من

مگر این دل چه کسری داشت کانرا بردی از یادت

چو تقسیم محبت شد دلی بی یار گشتم من

تو را در محور عشاق بخشش نیست جانایم

چو منها از برم گشتی ز غم بیمار گشتم من

چه دل تابع به قانونت ز خود حتی نمی خندید

توان عشق را بنگر کز او بردار گشتم من

مرا کردی رها از خود ولی زخمت به دل باقی

مرا ضربی زدی رفتی کز آن بیدار گشتم من

تو را رسم است بر عاشق بریدن دل گذشتن زو

نمی دانی طریق عشق زین بیزار گشتم من

چو « منوچ» بود کارش روز و شب یاد وصال تو

چرا رفتی از این خانه دگر بی یار گشتم من

 

زندگی زیر سقف رادیکال

دیگرمجالی نیست
عاطفه ی انسانی ،انسان را
زیر رادیکال می برد
حالا که زاویه ها حادّه شده اند
نسبت های انسانی یادت نرود!
باید از خوبی ها فاکتور گرفت
و امروز مد شده که هر کسی
شخصیتش را با کسری نشان می دهد
خوبی ها را بالای کسر و بدی ها را زیر!
وسر آخر، جواب تعریف نشده است...

 

ادامه نوشته

راديكال تنهايي

آنقدر دير آمدي قلبم رفيق غم شدست                   زير راديكال تنهايي توانم كم شدست

حاصل تفريق ما جز درد و غم چيزي نبود                 چون كه مجذور نگاهت بر دلم مرهم شدست

روي مختصات عشقت خط مايل بوده ام                   عشق من با اسم تو مشهور اين عالم شدست

يك كه با يك جمع شد حاصل دوباره يك شد و                لحظه دل كندنت يك ريشه دردم شدست

بي جهت زحمت نكش  تا رفع ابهامم كني                   حد من در بينهايت دائماً مبهم شدست

حاصل ضرب دلم در آدميت صفر بود                           تا كه در مشتق دل اسمم بني آدم شدست

در مسير مستقيم آخر به عشقت ميرسم                   گرچه راه مستقيم جاده ها هم خم شدست

هندسه ی زندگی

دلم میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم.

دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم.

دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم.

ادامه نوشته

شعر ریاضی

از جمع من تا ضرب تو راهي به جز تفريق نيست

دلخوش به مجذورم نكن اينجا مگر تقسيم نيست

به راديكال عشق بيا تا بشكند توان من

چيزي نچرخد بهتر است سينوس من – آلفاي تو

واي دو اگر عاشق شود بي پرده ايكس دو ميشود

چيزي شبيه معجزه با جذر ممكن ميشود

گر ايكس داري در سوال جايي براي ترس نيست

در انتهاي مسئله ديگر مجال بحث نيست

اس ام اس ریاضی

میان این همه مفاهیم پیچیده ریاضی تنها حکایت اعداد فرد را خوب آموخته بود
” فرد ” آن یک نفر است که وقتی زوج ها با هم میروند،
او باید یک تنه جور تنهایی اش را بکشد …

****************************

مساحت خلوتم را پر کن، عمودی یا افقی فرقی نمی کند،

همین که ضلعی از چهار دیواری ام باشی کافیست !

****************************

ادامه نوشته

مناجات با خدا به زبان ریاضی 2

خدای مثلثات و ریاضیات:

تو آنی که بر جهانیان روزی بی نهایت دادی و حتی برای اثبات کتابت مخالفان را به آوردن مثال نقض دعوت کردی

تو آنی که مرا در سختی های رادیکالی، توانی برابر فرجه ی مربوطه دادی.

پس بر من ارزانی دار مخرج صفر مطلقی برای اعمال زشتم و مخرج صفر مثبتی برای اعمال نیک اندکم.

از تو خواهانم که در روز حشر برای حساب اعمال مرا در جدول تعیین علامت قرار مدهی.

به کرامتت خطاهای ما را منفی بی نهایت گیر و نیکی های ما را مثبت بی نهایت.

به لطف خودت خط هایی از ایمان حقیقی در فضا بر من،این پاره خط حقیر، عمود فرما.

شعر عاشقانه به سبك رياضي

 

تابع عشق تورا دامنه اش پیدا نیست                     یك به یك هست ولی بهر دلم پوشا نیست

می هراسم كه چو معكوس نمایم آنرا                         آشكاراشود آن رابطه كه پیدا نیست

راستی گر به تو بسیار شوم من نزدیك               عشق پاكت به كجا میل نماید جا نیست

گر تو خواهی كه در آغوش تو من جا گیرم               تابع ، فرد خودت زوج نما   پروانیست

منحنی دلت از راس شكسته است چه باك                       كه مماس دل من هست ولی آنجا نیست

 رفع ابهام نمودم ز خم لبهایت                             پس سخن ساده بگو وقت غم و حاشا نیست

هر چه من روی نمودار رخت گردیدم                        باز یك نقطه بحرانی آن پیدا نیست

من بیچاره اسیر خم گیسوی توام                            این چنین تابع بی چون و چرا هر جا نیست

چون سعادت سر و كارش به توابع افتاد                     بیكران تر ز نگاهش به همه دنیا نیست

نامه اي عاشقانه به زبان رياضي

 

نامه اي عاشقانه به زبان رياضي

 

عزیز جفاکار به بطلمیوس سوگند که نیروی عشقت کسر عمرم را معکوس نموده و به خرمن هستی ام اّتش زده است. انگار عمر من تابع وفای توست. قامت رعنایم از هجر تو منحنی شده و تیر عشقت همچون برداری که موازی اّرزوهایم تغییر مکان داده باشد، قلبم را ناقص ساخته است.

ادامه نوشته

مناجات با زبان ریاضی 1

کاش مختصات کردارمان روی ربع اول می ماندو به سمت ربع های دیگر نمی رفتیم .

 کاش تابع گناهنمان نزولی باشد تا بالاخره در یک جا پایان پذیرد .

 کاش لااقل گناهانمان اینقدر پیوسته نباشد و حد اشتباهاتمان به بینهایت میل نکند .

 کاش از سخنان بیهوده و اعمال مکروهه که فراوان هم هستند جذر می گرفتیم .

 کاش دنیا با تمام دلخوشی هایش در نظرمان نقطه ای تو خالی باشد .

 کاش بتوانیم اعمال نیک و بسیار اندکمان را به توان برسانیم تا به حساب آیند .

 کاش انتگرال بی حرمتی هایمان در محضر دوست توبه باشد .

 کاش بتوانیم آهنگ رو به افزایش حجم روز مرگی ها به ما فرصت فکر کردن به خود را بدهد .

 کاش لگاریتم کلیه اعمالمان در مبنای رضای خدا برود تا مقبول درگاهش واقع شود !!!!!!!

شعری در مورد ریاضی

 

     منحنی قامتـــــم ، تابع ابــــــروی توســـت            خط مجانب بر آن ، سلسله گيسوی توست

    حد رسيدن به تو مبهــم و بی انتـــهاست             بازه‌ی تعــــــريف دل ، در حــــرم كوی توست

    چون به عدد ، يک تويی ، ما همه صفـرها           آنچه كه معنی دهد  قامـــــت دلجوی توست

    پرتو خورشيــد شد ، مشتق از آن روی تـو           گرمی جانبخش او نی جز از آن خوی توست

   بی تو وجــــــــــودم بُوَد يک ســـــــری واگرا         ناحيه‌ی همگــــــــــراش دايـره‌ی روی توست